آلبر کامو
قلب ما چه چیز را باید هادی خود قرار دهد؟عشق؟هیچ چیز از عشق نا مطمئن تر نیست.درد عشق را می توان شناخت،اما خود عشق را نه.درد عشق،محرومیت و حسرت و دستان خالی است.من هرگز شهامتش را نخواهم داشت؛مرا در عذاب می افکند.جهنمی که در آن همه چیز خبر از بهشت دارد.با این حال جهنم است.
آنچه من عشق و زندگی می نامم چیزهایی هستند که مرا خالی و تهی باقی می گذارند.عزیمت؛اظطرار،پیمان شکنی،دل تاریک من که در درونم پاره پاره می شود،این مزه ی شور اشک ها و عشق.
یادداشت ها- جلد یکم
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱:۵۹ ق.ظ توسط ازیتا.س
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد