این یه کمده که دوتا در داره.هروقت نه می تونم زندگی کنم نه بمیرم،میرم توش قایم میشم.دو نفر توش جا میشن.اما تضمین نمی کنم تخته ای که روش میشینیم بتونه وزن دو نفر رو تحمل کنه.اون یکی رو نمی دونم ولی من یکم..تعارف نداریم که،تو دسته آدمایی ام که اضافه وزن دارن..نگا باز تعارف کردم..چاقم

اولین نفری که جامو پیدا کرد کسی بود که یه لیوان آب اورده بود مرهم فریادهایی که هیچ وقت صداشون درنیومد بشه و فکر کرد خودمو از پنجره طبقه چهارم پرت کردم تو دل کوچه..ابله مجبور شد بیفته زمین و گریه کنه،آبی که برای من آورده بود بخوره..نمی دونم واقعن فکرده کسی که خودشو از پنجره طبقه چهارم پرت می کنه پایین می تونه تو راه نه تنها دوباره پنجره رو ببنده،بلکه طوری رو هم بکشه..ولی مهم اینه فهمید عمق حالم چقدر عمیقه

چقدر عمیقه این چاه..چقدر حالم بده.حالم بده..ازت متنفرم خدا..رحم نکردی بهم

می تونستی یه هالوین راه بندازی و اسکار بهترین گارگردانی فجیع ترین هالوین رو بگیری..ولی این ینی نه اینکه رحم کردی..تو گلدن گلاب عمیق ترین چاه حال فاضلابی گرفتی..اند هپی هالوین