من وقتی دوستم دوستم
من نمیفهمم چرا فکر میکنی دوستت نیستم
من نمیفهمم چطوری راجع به من فکر میکنی
من خط خطی میشم وقتی میبینم این همه وقت قسمت مهمی از خودتو ازم قائم کردی
من خسته میشم از آدما
من نمیفهممشون...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱ ق.ظ توسط ازیتا.س
|
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد