به تو فکر می کنم

و جاده ها

که بخواهی یا نخواهم،جایی شبیه هم می شوند

تو گُنگی،گُمی

و به من،زنی بالغ نزدیک می شود

 

به دست هایت می اندیشم

و آغوش ها

که بخواهم یا نخواهی،در آرزوی هم اند

خیالی تو،نیستی

و یک زن شبیه مادرم آرام آرام نزدیک من می شود

 

به خانه فکر می کنم

به تو فکر میکنم

به زنی بالغ

به مادرم

و پیرزنی به صورتم نزدیک می شود