کنار ِ
در
یا
کنار آغوش تو
ظهر تابستان بر قرار باشد و
جامی و
مِی ایی و
حضرت فروغی و
آرام آرام
با موجی که می آید ما را به حسرت ببرد با خود
کنی راجرز بخواند که
let me hold you in my arms forever more
در
یا
کنار آغوش تو
ظهر تابستان بر قرار باشد و
جامی و
مِی ایی و
حضرت فروغی و
آرام آرام
با موجی که می آید ما را به حسرت ببرد با خود
کنی راجرز بخواند که
let me hold you in my arms forever more
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵ ب.ظ توسط ازیتا.س
|
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد