هیچ چیز اونقدر که لمس کردنیه
گفتنی نیست
عوض میشم
روزهامو به زور آفتابی میکنم
لبهامو به زور با گونه هام آشتی میدم
دنیا پر از رنگ میشه
خوش میگذره
همه چیز خوب میشه
اما هیچ چیز اونقدر که لمس کردنیه
گفتنی نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲:۴۵ ق.ظ توسط ازیتا.س
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد