۲.نباید به دوستت دارم های یک نفر خیره شد.وقتی به چیزی خیره می شی،اون چیز دیده نمی شه. مثل دوست داشتن های یه آدم.نباید مدام دمِ در ایستاد تا کِی دوست داشتنِ طرف برسه.اون وقت دوست داشتن هاش دیده نمی شه.اون وقته که خیره شدی.اون وقته که بعدها که ازت دور شد،تازه به فکوس دیدن تو می رسه و می بینی تمام مدتی که خیره بودی،اون دوستت داشته.و این که انتظار نداشته باش دوست داشتن شاخ و دم داشته باشه و یا به شکل شاهزاده ای سوار بر اسب سفید بالدار با یه سبد گل بیاد دمِ در خونه.دوست داشتن یعنی یه وقت هایی ساده ترین جمله هایی که یه آدم می گه: "چته؟"
۳.وقتی کسی دلش برات تنگ نمی شه،اولش سخته.باید زود از اولش گذشت.چون بعضی آدم ها مالِ دلتنگ شدن آدم نیستن
۴.با حساب فصل هایی که دوست ندارمشون،باید اواسط بهار برم تو کما،تا اوایل پاییز.اوایل زمستان دوباره برم تا آخرش.و دوباره بهار،تابستان،پاییز،زمستان
۵.برای هرکسی پیش میاد،فقط گریبان گیر من نیست.هر آدمی یه وقت هایی از زنده گیش،دلش می خواد خوابش طولانی ببرش به دور.اونقدر دور که از خیلی چیزا گذشته باشه
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد