بعضی از یادها ،بعضی از شبها،غافلگیرت میکنند
به غافلگیریِ م.ر
نقشهی تهران به خانهتان که میرسد
تَنگ میشود کوچههاش
بسته میشود پنجرههاش
تار میشود شیشههاش...
_ امان از هوای خانهتان_
نقشهی تهران به خانهتان که میرسد
گیج میشود آدم از بن بستهایتان
از پلاکهای تکراریتان
از خانههای شبیهتان
و بوق بوق بوقتان
و دود دود دوتان
_ گُم میشود آدم در هوایتان_
_امان از شما
هوا
و خانهتان_
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۹ ب.ظ توسط ازیتا.س
|
می نویسم و می خوانی که شعر است،داستان است.اما نگاه که می کنی زنی دیوانه بر طناب حیات من تاب می خورد